پرکلاغی

نویسنده‌ی وبلاگ پرکلاغی در بلاگفا هستم.

 

آدم تا زنده است چیزهای جدید یاد میگیره.

اول اینکه تازگیها یاد گرفتم اگه یه مسافرت خارجه در پیش دارم تا وقتی همه چیز صد در صد اوکی نشده ازش حرف نزنم، چون اگه به وقوع نپیونده ملت من رو خالی بند فرض میکنند و یا در حالت دیگه فکر میکنن دارم پیشاپیش پُز میدم بهشون. ممکنه یه سری حسود هم از پیش نرفتن کار خوشحال بشن. بعد هم به قول یکی از دوستام ممکنه هی انرژی منفی فرستاده بشه از سمت دیگران، کارهات گره بخوره.

دوم اینکه همون بهتر گذشته ام رو مخفی نگه دارم. وقتی میفهمن خارج از کشور بودم و برگشتم هی میخوان فضولی و دخالت کنند و نظرهای آزاردهنده بدن. این حرفها میتونه از سوالات مودبانه ای و کم آزاردهنده ای مثل "چرا برگشتی؟" شروع بشه و به بی تربیتی های مثل "رفتی خارج این همه درس بخونی که برگردی اینجا دم دست آقای ایکس و ایگرگ کار کنی؟" و یا بی ادبانه تر از اون "قبلاها میگفتن فرار مغزها، الان میگن موندن اسکلا"ختم بشه. 

----------------------------------------

1 این مورد همونی بود که گفتم بعد از برگشتنم اقوام در موردم میگفتن. یکی، یک بیکاره ای که خودش موفق به خروج از کشور نشده؛ در موردم توی وایبر گروه فامیلی نوشته بود. فکر هم میکنن من چون عضو گروه نیستم، از چرندیاتشون هم با خبر نمیشم! تا حالا یکی از چرندیاتش رو غیرمسقتیم تحویل خودش دادم، بقیه هم به موقعش.

   + پرکلاغی ; ۸:٥٩ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳٩٤
comment نظرات ()