پرکلاغی

نویسنده‌ی وبلاگ پرکلاغی در بلاگفا هستم.

آدمها از آنچه در آینه میبینید پررو تر اند.

دوست عزیز و محترمی که 4 خرداد از من درخواست پول کردی و قول دادی حداکثر (!) تا اول تیر بهم برمی‌گردنی، الان سه روز از اول شهریور می‌گذره و شما هنوز نه تنها پول رو به من برنگردوندی، بلکه وقتی بهت مسیج می‌دم، زنگ و حتی ایمیل می‌زنم؛ همه تماس‌های من رو بی پاسخ می‌ذاری و با این کار بی ادبانه‌ات من رو بیشتر توی این شبهه قرار می‌دی که نمی‌خوای هیچ پولی به من برگردونی. این که به من بگی پولی نداری و حتی تا دو سال نمی‌تونی مبلغی بهم بپردازی برام قابل تحمل‌تره تا وقتی که به هر دو تا خط‌ موبایلت مسیج میدم و توی وایبر هم پیغام می‌زنم و همه رو می‌خونی و جواب نمی‌دی!

شاید به نظرت من آدم خسیس و تنگ‌نظری می‌یام که پولم رو می‌خوام، کاری که حق مسلم منه؛ شاید برای تو این پول فقط 200.000 تومن ناقابل باشه که عجله برای بازگردوندنش اهمیتی نداره و ناراحت بشی چرا ازت می‌خوامش، ولی یادت باشه کل این پول معادل 20 جلسه تدریس منه که توی یه آموزشگاه خراب شده و با مسئولین بداخلاق و بی‌ادب، اون هم بعد از ساعت‌های کاری‌ام و با خستگی انجام می‌دادم و وقتی از کلاس برمی‌گشتم خونه، 9 شب بود. من واسه همین مبلغ که شاید بعضی‌ها تقاضای پس گرفتن‌اش رو ناپسند بدونند زحمت زیادی کشیدم، واسه همین برام مهمه که دوباره به دستم برگرده.

شما از من در شرایطی تقاضای پول کردی که حتی برای ثبت‌نام کلاس فرانسه‌ام هم پول کم می‌آوردم، اما گفتم به دوستم کمک کنم تا کارش گره نخوره و بتونه موفق باشه. چون دوست نداشتم روت رو زمین بندازم. اما با این رفتاری که در پیش گرفتی و سواستفاده‌ای که از اعتمادم کردی؛ تصمیم گرفتم دیگه به هیچ آدمی اعتماد نکنم؛ به هیچ تقاضای کمکی پاسخ ندم و یادم باشه روی قول افراد به هیچ عنوان حساب باز نکنم.

دیگه هم خودم رو کوچک نمی‌کنم تا باهات تماس بگیرم؛ چون ظاهرا جاها عوض شده و مقصر من هستم!

   + پرکلاغی ; ۸:۱٤ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٤ شهریور ۱۳٩٤
comment نظرات ()