پرکلاغی

نویسنده‌ی وبلاگ پرکلاغی در بلاگفا هستم.

آبان 86

باورم نمی‌شه، همین شنبه دیدمش. صحیح و سالم بود. قیصر امین‌پور نازنین رفت، به همین سادگی، به همین بی‌معنایی. صبح توی تاکسی خبر رو شنیدم، توی رادیو. سال‌ها پیش خانومش رو از نزدیک می‌شناختم، یه دختر دبیرستانی هم داشت. جوون جوون بود، هنوز سنی نداشت. شنبه بود با خودم گفتم یه روز حتما می‌رم سر کلاسش می‌شینم. اما چه فایده؟ دیگه قیصر نیست.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 14:25  توسط پرکلاغی  |  آرشیو نظرات


 

امروز برای اولین بار در عمرم قیصر امین پور رو از نزدیک دیدم. خوشحالم!

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 22:18  توسط پرکلاغی 


 

ب

ر

گ

ی

م

ی

ا

ف

ت

د

ت

ن

ه

ا

ی

ی

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 21:58  توسط پرکلاغی 



یکی از مسجد درمی‌یاد می‌بیبنه کفش‌هاش نیست. با خودش می‌گه: "چهار حالت هست:
1- اصلا مسجد نیومدم
2- بی کفش اومدم
3- اومدم و رفتم
4-  بعدا میام"!

 

 
+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 21:56  توسط پرکلاغی 

   + پرکلاغی ; ٤:٠٤ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱۱ فروردین ۱۳٩٠
comment نظرات ()