پرکلاغی

نویسنده‌ی وبلاگ پرکلاغی در بلاگفا هستم.

 

وقتی بچه بودم یادم می‌یاد توی یکی از این اتوبوس دوکابینه‌های صورتی نشسته بودم. یه پسر بچه‌ی نوجوون سبزه‌روی دوره‌گرد بالا اومد و شروع کرد به آهنگ زدن و خوندن. آهنگ خیلی قشنگی می‌زد و همه‌ی توی اتوبوس کلی شاد شده بودند. یهو یه خانوم که صندلی جلو نشسته بود بلند شد و شروع کرد به پسره فحش دادن. می‌گفت واسه چی فردا که روز شهادت یکی از امام‌هاست وایساده آهنگ زدن. پسر دیگه آهنگ نزد و مردم هم دمغ و ضد حال خورده از شنیدن بقیه‌ی آهنگ محروم شدند.

چند روز پیش یه خانوم که در حال بازدید از موزه بوده با دیدن تابلوی «زنان هایتی» پل گاگین بدجوری از کوره در می‌ره و می‌‌خواسته به تابلو آسیب بزنه چون اعتقاد داشته که این تابلو غیر اخلاقیه. البته نگهبانان موزه جلوش رو می‌گیرند.

یاد اون کشیش توی فیلم «قلم‌پر» می‌افتم که به «مارکی دُ سد» پیشنهاد کرد به جای نوشتن داستان‌، از خوندن کتاب مقدس شروع کنه، چون هم "زیباتر" و هم "هنرمندانه‌تر" نوشته شده.

   + پرکلاغی ; ۱:٠٧ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٥ فروردین ۱۳٩٠
comment نظرات ()