خب بالاخره نوروز هم تموم شد و سریال‌های تلویزیونی هم تموم. دلم می‌خواد راجع به همه‌شون یه مرور کلی داشته باشم:

کلاه قرمزی: بهترین مجموعه‌ی نوروز. با یه عروسک جدید به اسم «فامیل دور» که اولش رو اعصابم راه می‌رفت اما کم‌کم ازش خوشم اومد. مادر پسرعمه‌زا و «دوره جان» نامزد فامیل دور و کارخونه‌ی تخم‌مرغ رنگی که یه مرغ بانمک بود عروسک‌هایی بودند که توی برنامه اومدند. به نظرم بهترین بخش‌های برنامه یکی اون‌جایی بود که آقای مجری و کلاه قرمزی تصور می‌کنند پیر شدند و رفتند دیدن نوه‌های کلاه‌قرمزی؛ و یکی هم اون‌جایی که ببعی توی خواب کلاه قرمزی داره به زبان انگلیسی با لهجه‌ی فوق‌العاده قشنگ آمریکایی آشپزی آموزش می‌ده!

سریال موج و صخره: فکر کنم اولین بار بود می‌دیدم مجید صالحی یه مجموعه‌ی طنز رو کارگردانی می‌کنه. انتخاب جزیره‌ی کیش برای سریال کار جالبی بود و آدم با دیدنش دلش هوس می‌کرد بلیط بگیره پاشه بره کیش! نیما شاه‌رخ شاهی و الهام حمیدی و رضا رویگری اولین بار بود توی یه مجموعه طنز می‌دیدمشون و همه‌شون خوب بازی کردند مخصوصا الهام حمیدی که در نقش پری یه دختر پرحرف و گاهی اوقات خنگ بازی می‌کرد. نیما شاه‌رخ شاهی هم که خود همیشگی‌اش بود. چیزی که برام جالبه حالت به هم ریخته و آشفته‌ی موهاش تو همه‌ی فیلم‌هاست. یه جور مدل مو که خودش ابداع‌اش کرده و بهش هم میاد. علی صادقی هم بد نبود یه کم کم‌تر آدم رو می‌خندوند این بار. خنگ‌‌بازی‌های چاوش (مجید صالحی) و صدف (زیبا بروفه) هم روی اعصاب بود! زیبا بروفه خیلی وقت بود توی تلویزیون ظاهر نشده بود.

سریال پایتخت: به جز یه قسمت اصلا ندیدمش. زیاد خنده‌دار نبود. ماجرای یه خانواده که از یه شهر اسباب‌کشی می‌کنن به تهران و ماجراهایی که براشون اتفاق می‌افته. بازی علیرضا خمسه اما قشنگ بود مخصوصا «نقی» گفتن‌هاش. راستش یه سری‌ها اعتراض کردند که واسه چی این‌قدر شهرستانی‌ها رو توی فیلم‌ها و سریال‌ها مسخره می‌کنید. خود من هم می‌گم سوژه‌ی آدم‌هایی که از شهرهای دیگه میان تهران و خیلی ساده و بی‌دست و پا هستند غیر واقعی و تکراریه. من هر چی دوست غیرتهرانی داشتم از من زرنگ‌تر بودند!

سریال راه در رو: به نظرم از سریال «موج و صخره» خنده‌دارتر بود. کلی هم بازیگرهای معمول سریال‌های طنز مثل مرجانه گلچین و احمد پورمخبر و حلیمه سعیدی و... داشت. کارگردانش سعید آقاخانی بود که خودش هم توش بازی می‌کرد. به نظرم سعیدآقاخانی از رضا عطاران بهتر سریال می‌سازه.

سریال بچه‌ها نگاه می‌کنند: اصلا ندیدمش جز یه قسمت کوتاه. فقط سارا خوئینی‌ها و گوهر خیراندیش رو بین بازیگرها می‌شناختم. فکر جز کارهای متوسط نوروز حساب می‌شه.

برنامه بهار نارنج: از این برنامه‌ها بود که مجری بود و هر بار دو تا مهمان دعوت می‌کردند. اون قسمتی که احمد پورمخبر و حلیمه سعیدی دعوت شده بودند یه کم ناجور بود. آخه این دو تا بعضی وقت‌ها حرف‌های نامربوط می‌زدند و مجری خنده‌اش می‌گرفت. بیچاره‌ها البته سن و سالی ازشون گذشته و من اصلا بهشون نخندیدم. گناه دارن.

فیلم‌های سینمایی شبکه‌ها: فقط فیلم سینمایی «گردشگر» با بازی آنجلینا جولی و جانی دپ رو دیدم. به نظرم شبکه‌ی یک فیلم‌های قشنگی رو انتخاب کرده بود.

فیلم‌های قدیمی نصفه‌شب‌ها: خیلی خوب بود. همیشه از دیدن این فیلم‌های ایرانی که عموما مال دهه‌های شصت و اوایل هفتاد هستند خیلی خوشم می‌یاد. بهترینش دیدن فیلم «سفر جادویی» بود. فیلم مال سال ۶٩ هست و اکبر عبدی توش نقش اصلی رو بازی می‌کنه. یه پدر پزشک بداخلاق که بچه‌اش رو کتک می‌زنه و ازش انتظار داره همه‌ی نمره هاش بیست بشه. واسه همین برای تنبیه‌اش این پدر بداخلاق رو می‌فرستن تو دوره‌ی نوجوانی خودش و به تحمل چند تا لگد و کشیده محکوم می‌شه. خیلی این فیلم رو دوست دارم. تلاش اکبر عبدی برای سر نگرفتن ازدواج خواهرش با مردی که می‌دونه یه زن دیگه داره و دوستی عمیقش با حیدری خیلی قشنگه. باباش خیلی آدم آرامش بخشیه برخلاف داداشش که همه‌اش کتکش می‌زنه و نقشش رو برادر خود اکبر عبدی به اسم رضا عبدی بازی می‌کنه.

این بود تحلیل من در مورد برنامه‌های نوروز ١٣٩٠.

/ 0 نظر / 14 بازدید