یادمه یه دوست وبلاگی داشتم که بعد از مدتی نوشتن رو گذاشت کنار. اتفاقا وبلاگ پرخواننده‌ای هم داشت. یکی از دوستاش اومده بود تو وبلاگش ازش درخواست کرده بود دوباره بنویسه و از بقیه هم خواسته بود ازش بخوان تا دوباره برگرده. دوست من هم بعد از مدتی که به وبلاگش سر می‌زنه و نظرات رو می‌خونه٬ در جواب می‌نویسه:

"بازدید وبلاگ من اون روزهای آخر به شدت کاهش پیدا کرده بود... این شماها بودید که هر روز همه‌تون می‌ریختید تو وبلاگ یکی و قربون صدقه‌اش می‌رفتید و روز بعد نوبت یکی دیگه بود تا بریزید تو وبلاگ اون و همه‌تون درگیر بازی‌های وبلاگی بودید که اون زمان به شدت مُد بود..."

امروز توی فیس‌بوک دقیقا یاد این حرفی که زد افتادم. به بعضی افراد نگاه کردم و دیدم انگار دقیقا همین قضیه برای اونا هم صادقه. همه‌شون منتظرن یکی‌شون یه عکسی بذاره یا یه چیزی بنویسه و برن کامنت بذارن و کلی like بزنن بعد منتظرن نفر بعدی این کار رو بکنه و همه‌شون اون وقت بریزن اون جا و این چرخه همین طور ادامه داره! بدون اهمیت دادن به بقیه‌ای که دور و برشون وجود داره.

من واقعا هیچ دلیلی نمی‌بینم حتی اگه بهترین دوستام هم هر عکسی گذاشتن یا هر چیزی نوشتن برم هی برم بی‌خودی کامنت بی‌ربط بذارم یا هی الکی like بزنم.

/ 0 نظر / 12 بازدید