خوبی دو وبلاگه بودن اینه که میتونی تصمیم بگیری توی یکیش مطالب خاص تر و باحوصله ترت رو بذاری و توی یکی چیزهای دم دستی بنویسی. مثل اینکه یکی رو به عنوان چرکنویس به کار ببری و اون یکی رو به عنوان دفتر یادداشت خاص.

اینجا دلم میخواست چند تا چیز همینجوری بنویسم بدون اینکه بخوام خاص و جالب باشن. در واقع یه جور روزمره نویسی.

خب امروز تصمیم شجاعانه ای گرفتم. چند وقت پیش قبول کردم واسه یه نفر چند تا مقاله ترجمه کنم. خب با توجه به اینکه من سه روز در هفته تا ساعت 9 خونه نیستم، و اون دو روز آزاد هفته دلم میخواد وقتم واسه خودم باشه؛ واسه همین کار ترجمه خیلی سریع تا الان پیش نرفته. هفته پیش تصمیم گرفتم کار رو بدم به یکی دیگه از دوستام و خودم رو راحت کنم، اما گفتم نباید کنار بکشم و باید وقتی مسئولیتی قبول میکنم پاش وایسم. تازه حس خوبی نسبت به خودم نداشتم اگه کار رو ول میکردم. اما امروز به این نتیجه رسیدم من نمیتونم این کار رو به سرعت انجام بدم و باید قبول کنم من از عهده اش بر نمیام. در نتیجه همین فردا کار رو به دوستم میدم و خیال خودم رو راحت میکنم و وقت بیشتری توی خونه واسه فرانسه خوندن و تفریحات خودم دارم. حس فشار درونی هم دیگه ندارم.

/ 1 نظر / 7 بازدید

aalie